از صبح زده به سرم که غروب خونه رفتنی یه بسته
خامه قنادی بگیرم و برم خونه از غیبت چندساعته همسر کمال استفاده رو ببرم و کاپ کیک با خامه کشی درست کنم. و از آنجایی که بذر افکار در من خیلی زود رشد میکنه و سر از خاک برمیارد به سرعت هم شروع به شاخ و برگ دادن میکنه ... مشغول ثبت فاکتور و حساب مشتری پررومون آقای اح بودم که یکهو از جا پریدم و رو به همکار: آخ جون! الان یادم افتاد دوتا رنگ خوراکی آبی و زرد خارجی دارم که میتونم بریزم تو خامه .... ادامه دادم: دوتاشو باهم بریزم تو خامه یه سبز بد رنگ درست کنم هیشکی نخوره ازش خودم همشو بخورم! (خنده خبیثانه) ....... همکار (هاج و واج) ....
من(با ظاهری نادم): خب نه!!!! قرمز هم دارم ..قرمز و آبی میریزم بشه بنفش همه بخورن!!!
برچسب:
نویسنده: یلدا محمدپور
تاريخ: يکشنبه
28 شهريور
1395 ساعت: 7:07