و سوال اینجاست ... بنای زندگی براینست که آدم خرد خرد تلف بشود یا یکجا تلف بشود؟ .... خمیازه های لیمویی دست از سر من برنمیدارد. ...
بوک خوشگل پارچه های پرده ای رو که اقای الف کاف برایم فرستاده تورق مینمایم و از تماشای پارچه های زیره ژاکارد لاکچری حسابی کیف میکنم .... بعد به مهمانی فکر میکنم که اگر میخواستم بروم میشد رفت و یک پیراهن گل منگلی با کفش مناسب خرید و حسابی تیپ زد ولی نمیخواهم بروم و به جایش دو دوتا چهارتا میکنم و دخل و خرج رو باهم جور میکنم و همزمان به این فکر میکنم که خرد خرد دارم تلف میشوم ایا؟ .. در ادامه فکر میکنم بد نباشد شاید یک گردنبند آینه ای مطلا از اینها که مد شده است بخرم برای عید ... به بلوبری ها فکر میکنم .. به باقلوا و موکایی که هردو سرد بود ... به پالتوی مجلسی نگین دار هم فکر میکنم حتی ... چقدر اشیا توی مغزم رفت و امد میکند نشانه های بارز یک 1 گرل!
برچسب:
نویسنده: یلدا محمدپور