آیا فقط منم که گذشته ها رو پاک میکنم؟ نمیدونم لابد منم دیگه ... بقیه آدمها شاید گذشته هاشون رو لای زرورق نگه میدارن مثل پروانه هایی که خشک میکنن و میذارن توی آلبوم با دقت و با موچین های نوک تیز مراقبن که نوک بالهای پروانه خشک شده کنده نشه دوست دارن گذشته هاشون رو به دیوار بکوبن و هرکی رد میشه تماشا کنه خودشون هم مدام رویش رو دستمال بکشن ...
شاید فقط منم که از پروانه خشک شده خوشم نمیاد از بوی پروانه لای کاغذهای آلبوم هم.
دوستهای قدیمی عوض میشن منهم عوض میشم شاید من بیشتر از دوستهای قدیمی عوض شده باشم . آنقدر که وقتی دوستی قدیمی همان کارهایی رو میکنه که قبلاً صدبرابر بدترش رو سرم میورد و کوتاه میومدم و بخاطر لحظه های خوبمون همه زخمهایی که بهم میزد رو تحمل میکردم حالا که بهم میگه حرفهات بهم آسیب میزنه به خودم نگاه میکنم و میبینم اونهم من رو آزار میده و ناراحت میکنه ولی دیگه اون ادم سابق نیستم سفت و سخت میگذارمش کنار.
وقتی میبینم بودن یکنفر اضطراب زیادی بهم تحمیل میکنه ترجیح میدم نباشه ...
شاید این روزها من دیگه خیلی شکستنی شده باشم ظرفهای 1 مراقبت و توجه و دوری بیشتری نیاز دارند.
برچسب:
نویسنده: یلدا محمدپور