
... حبه و میز ریاستش .... حبه و مانتوی زرشکی اش که همه میگویند بهش میاید و خودش فکر میکند فقط وزش باد درون آن را دوست دارد و نه هیچ چیز دیگر آن را. حبه و زمین آشپزخانه اش که هرروز کثیف میشود و هرروز باید جارو کشید. حبه و یک لیست تمام نشدنی کارهای معوق ... حبه و یک لیست تمام نشدنی از خریدهایش .... حبه و جلساتی که دوست دارد برود اما مدتهاست نمیخواهد برود ... حبه و یک عالمه تناقض درون و بیرون خودش ......
ادامه مطلب