خرید بک لینک
این روزها در جستجوی یک لانه هستیم و این کار بسی دشوار و طاقت فرسا میباشد. دیگه دلم نمیخواد برم خونه های زشت حامل مقادیر متنابهی انرژی مسموم و راکد مردم رو ببینم. یه جا پر از ترکهای بنیان کنه، یه جا فسقل آشپزخونه زشت که تمام محتویات معمول آشپزخونه تو کل خونه پخشه(یخچال تو اتاق خواب!!، لباسشویی تو تراس!!، اجاق گاز تو انباری!) ، یه جا تمام پنجره ها رو به دیواره! یه جا وقتی پاتو میذاری هی فرو میره پات!! یه جا بوی فاضلاب میده! یه جا 57 تا پله رو باید بری بالا و بخاطر ارتفاع غیر استاندارد پله ها هر 6 تا پله پات گیر میکنه نزدیکه بخوری زمین!! یه جا پذیرایی اتوبوسیه تمام مبلها رو باید ردیف بچینی که مهمونها برای دیدن همدیگه گردن درد بگیرن!! و صدها ایراد عجیب ..... دیدن این خانه های ناراحت کننده که اغلب سه تا بچه کوچک در همین وضعیت دارن زندگی میکنن دلم رو به درد میاره اما از اون بدتر اینه که تا دیروقت تو بنگاه ها پلاسیم و وقتی نمیمونه که ادم تنهای تنها توی خانه اش پایش را روی پایش بیندازد بستنی های جدید را تست کند و فیلمهای درپیت نگاه کند و این مسئله عمیقاً مرا متاثر میکند.

پینوشت: با تمام وجود در جستجوی راه در رو هستم! ...

حالت تهوع، سردرد، گردن درد، دردهای نامفهوم مبهم در ناحیه کتف همگی پیامدهای دیرخوابیدن، بدخوابیدن و وجود نگرانی های درونیست.

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 12:58 توسط یک حبه قند| |

برچسب: نویسنده: یلدا محمدپور تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 9:27

صفحه بندی