رفتیم آشپزخونه یکم میوه بخوریم خواستم یه بشقاب میوه هم برای مهندس زنج که پابه پای ما امروز بود و در ایجاد تنش و استرس نقش بسزایی داشت درست کنم یه نصف سیب گذاشتم وسط بشقاب یه نصف خیار چنبر رو دونصف کردم و دو طرفش گذاشتم نگاه کردم انگار یه صورت شیطانی شاخدار بود یه نصفه آلو رو دونصف کردم و پایینش گذاشتم شد ریش های قرمز شیطانی ... یه هویج دستم بود دو تا دایره کوچولو از تهش کندم و شد چشماش و با چاقو خیلی راحت و سریع دندانهای چنگکی شیطانیشم گذاشتم ... بردم برای مهندس زنج! بفرمایید بشقاب میوه هیولایی!
برچسب:
نویسنده: یلدا محمدپور