خرید بک لینک
یک روز کاری بسیار پرتنش و خسته کننده .... و هنوز اینجاییم ..... هنوز منتظر اعلام اسم راننده ایم و فکس کردن یک نامه ...

رفتیم آشپزخونه یکم میوه بخوریم خواستم یه بشقاب میوه هم برای مهندس زنج که پابه پای ما امروز بود و در ایجاد تنش و استرس نقش بسزایی داشت درست کنم یه نصف سیب گذاشتم وسط بشقاب یه نصف خیار چنبر رو دونصف کردم و دو طرفش گذاشتم نگاه کردم انگار یه صورت شیطانی شاخدار بود یه نصفه آلو رو دونصف کردم و پایینش گذاشتم شد ریش های قرمز شیطانی ... یه هویج دستم بود دو تا دایره کوچولو از تهش کندم و شد چشماش و با چاقو خیلی راحت و سریع دندانهای چنگکی شیطانیشم گذاشتم ... بردم برای مهندس زنج! بفرمایید بشقاب میوه هیولایی!

برچسب: نویسنده: یلدا محمدپور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 7:07

صفحه بندی