
رضایت از زندگی اولش فک کردم یه سرچ کنم تو اینستا درمورد رضایت از خود و زندگی تا چندتا صفحه پیدا کنم و از افسردگی نجات بدم خودمو اما بعد متوجه شدم .... نمیخوام نجات پیدا کنم. میخوام بمیرم! نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 1:57 توسط یک حبه قند| | ...
ادامه مطلب
چندوقته خونه حسابی بهم ریخته اس و تلاش های من برای تمیز کردن و مثل دسته گل کردن خونه کاملاً بی فایده اس و به بن بست میخوره ... صبح حاضر شده بودم بیام سرکار رفتم سرکمد لباسها ... یه نگاه به پایین کمد همسر که حسابی شلخته و بهم ریخته شده بود . با خودم گفتم : بذار این یه تیکه رو مرتب کنم بعد برم سرکار.. اون پایین رو جمع و جور کردم و روتختی و جعبه سی دی های دوران جوانی و چندتا خرت و پرت دیگه که جاشون اونجا نبود رو جابه جا کردم ... اومدم برم که چشمم افتاد به زیر میز هال ... دوباره همون صدا بهم گفت: بذار این یه تیکه رو هم مرتب کنیم بعد برو سر کار .... کتاب های نصفه نیمه خوند...
ادامه مطلب
من خطاب به همکار : گششششششششششششنمه! (ساعت 11 صبحه!) همکار: منهم! از کشوی میز دو سه تا لواشک برداشتم شروع کردم با خشم خوردن! همکار: خب مگه گشنه ات نیست؟ من: چرا! میخوام از گشنگی بمیرم راحت شم!...
ادامه مطلب