زندگی کنار حبه قند

متن مرتبط با «خودکشی به انگلیسی» در سایت زندگی کنار حبه قند نوشته شده است

حبه قند بیمار + ...

  • نیلوبلاگ

    نمیتونم درک کنم کنجکاوی شدید مادران باردار و اطرافیانشون رو نسبت به جنسیت مسافر کوچولوی در راه! خودکشی ها و حساسیت های شدید در حد اگزمای خفن برای نامگذاری! .... قویاً و عمیقاً احساس میکنم چیزهای دیگه ای هست که خیلی خیلی خیلی مهمتر از اینه که اسم بچه کامبیز باشه یا جعفرقلی. ..... شاید هم من بررسی از مرجع بیمار طبق کپی رایت م!...

    ادامه مطلب
  • حبه قند و احمقانه های روزانه

  • نیلوبلاگ

    دیروز داشتم خروجی جنس برای یه مشتری رو میفرستادم یه لحظه ایست کردم زنگ زدم بهش و گفتم: میخوام این جنس رو براتون بفرستم ولی باید الان انبارتون پر باشه بهتره بفرستم بنگ ف! میگه: آره!آره! خیلی اینجا پر شده دیگه جا ندارم! ... گفتم: خب! اینو شما باید به من بگی یا من باید خودم حدس بزنم که انبار شما پره الان؟؟؟ ...

    ادامه مطلب
  • حبه قند و احمقانه های روزانه

  • نیلوبلاگ

    دیروز داشتم خروجی جنس برای یه مشتری رو میفرستادم یه لحظه ایست کردم زنگ زدم بهش و گفتم: میخوام این جنس رو براتون بفرستم ولی باید الان انبارتون پر باشه بهتره بفرستم بنگ ف! میگه: آره!آره! خیلی اینجا پر شده دیگه جا ندارم! ... گفتم: خب! اینو شما باید به من بگی یا من باید خودم حدس بزنم که انبار شما پره الان؟؟؟ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:15 توسط یک حبه قند| |...

    ادامه مطلب
  • حبه قند حاضرجواب

  • نیلوبلاگ

    حبه قند حاضرجواب رییس داشت با هیجان و غرور از تمایلش به تغییر صحبت میکرد و به شدت مست لذت غرور بود و داشت برای منو خانوم منشی سخنرانی میکرد ... گفت: من یه همچین آدمی هستم! من از تغییر نمی ترسم! .... همانطور که پشت میز ایستاده بودم و با لبخند حاکی از تایید تمامی حرفهاش نگاهش میکردم با صدایی که به رسا...

    ادامه مطلب
  • در به در

  • نیلوبلاگ

    یه مشتری داریم خیلی فوضوله به همه کار آدم کار داره!! ..... امروز زنگ زده میگه: خونه شما نزدیک شرکته؟ .... گفتم: آره! در کنار در شرکت در خونه ماست! از این در در میام . میرم تو اون در!..از دست شما در به در شدیم!:))) ...

    ادامه مطلب
  • خودکشی

  • نیلوبلاگ

    من خطاب به همکار : گششششششششششششنمه! (ساعت 11 صبحه!) همکار: منهم! از کشوی میز دو سه تا لواشک برداشتم شروع کردم با خشم خوردن! همکار: خب مگه گشنه ات نیست؟ من: چرا! میخوام از گشنگی بمیرم راحت شم!...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    در به در | در به درها | در به درها 2 | در به در در جدول | در به در پیتزا | در به در معنی | به دریایی درافتادم | صمد دربدر میشود | دانلود فیلم در به در ها | من یه نوکر در به درم